طبیعت آدمی علاوه بر تغییر و تنوع، خواستار ثبات و دوام نیز است ولی امروزه به دلیل تحول سریع درآمیختن فرهنگها، میل به تغییرات احساس میشود. علم و هنر از بیولوژی گرفته تا موسیقی، با یکدیگر مرتبط هستند و میتوانند راهی به آفرینش خلاقانه در هر دو عرصه بگشایند. شخصی که در علم، غرق میشود باید تلاش کند که از تربیت و تاثیرات احساس دور نشود و احساسات او با قوای عقلانی او در توازن باشد. برای طراحی باید دانست که در گذشته چه روی داده است و آنچه که در آینده پیش میآید را باید احساس کرد و دید. این مطلب دعوتی برای پیشگویی نیست بلکه خواستی برای دیدی وسیع و گسترده است. معماری و طراحی داخلی، محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند عوامل اجتماعی، اقتصادی، علمی، فنی، عادات و رفتار آدمی محسوب میشود. همچنان که لباس و آراستگی مناسب، موجب جذابیت شخصیت و ملاحت انسان است، چیدمان منزل و محل کار نیز باید به صورت صحیح و چشمنوازی صورت گیرد تا فضای گرم و دلپذیری برای افراد ایجاد کند. اجزای تشکیلدهنده یک فضا، مانند میز و صندلی و همه آن چیزهایی که ما آنها را هر ساعت نگاه میکنیم، بیآنکه به راستی آنها را دیده باشیم، جزئی از طبیعت ما شدهاند. این اشیا، خود را با زندگی ما پیوند دادهاند بیآنکه ما از این پیوند باخبر باشیم. دکوراسیون داخلی یک هنر است که تلفیقی از علم و سلیقه محسوب میشود. ذوق و سلیقه، ذاتی بوده و قابل پرورش است. آگاهی از اصول و اساس در طراحی داخلی کافی نیست.