گاهی یک لحظه کافی است تا همهچیز زیر سؤال برود؛ لحظهای که اضطراب بالا میگیرد و سوژه خود را در آستانهٔ انتخابی بزرگ مییابد. همانجا که فانتزی ترک برمیدارد، قطعیتهای ظاهری فرو میریزند و میل، بیپر...
گاهی یک لحظه کافی است تا همهچیز زیر سؤال برود؛ لحظهای که اضطراب بالا میگیرد و سوژه خود را در آستانهٔ انتخابی بزرگ مییابد. همانجا که فانتزی ترک برمیدارد، قطعیتهای ظاهری فرو میریزند و میل، بیپرده خود را نشان میدهد.
در این دوره، با رویکرد لکانی به تجربهای میپردازیم که در آن اضطراب نه زنگ هشدار، بلکه نشانهٔ نزدیکشدن به حقیقت میل است؛ لحظهای که سوژه میان ماندن و رفتن، گسستن و پیوستن، ادامهدادن و توقف، با خودِ تمنامندش روبهرو میشود. بررسی میکنیم که چگونه انتخابهای رادیکال—از مهاجرت و تغییر مسیر حرفهای گرفته تا پایاندادن به یک رابطه—گاه میتوانند شکلهای پیچیدهای از دفاع باشند، و گاه امکانهایی واقعی برای مواجههای اصیلتر با زندگی.
در ادامه، با ترکیبی از تحلیل نظری، روایتهای بالینی، و تأملات فلسفی، به مسیرهایی میپردازیم که از دل اضطراب عبور میکنند و به فهمی عمیقتر از کنش و تصمیم انسانی میرسند.
هنوز نظری ثبت نشده است.