گاهی سوژه سالها در تعلیق میماند؛ میداند، میفهمد، تحلیل میکند—اما تصمیمی رخ نمیدهد. سپس بحرانی از راه میرسد؛ شکافی در نظم نمادین، فروپاشی یک توهم، یا مواجههای با امر واقع—و ناگهان تصمیم ممکن می...
گاهی سوژه سالها در تعلیق میماند؛ میداند، میفهمد، تحلیل میکند—اما تصمیمی رخ نمیدهد. سپس بحرانی از راه میرسد؛ شکافی در نظم نمادین، فروپاشی یک توهم، یا مواجههای با امر واقع—و ناگهان تصمیم ممکن میشود. چه چیزی در بحران رخ میدهد که پیشتر ناممکن بود؟
در این نشست دو ساعته، با روایت و خوانش یک روانکاو لکانی، به نسبت «تصمیم»، «اضطراب»، «امر واقع» و «سوژگی» میپردازیم. بحران نه صرفاً وضعیت بیرونی، بلکه لحظهای است که دالهای تثبیتشده از کار میافتند و سوژه ناچار میشود جایگاه خود را بازتعریف کند. این دوره میکوشد نشان دهد چگونه گاه تنها در گسست، امکان انتخاب پدیدار میشود—و چگونه این فهم میتواند خوانش ما از بنبستهای بالینی را دگرگون کند.
هنوز نظری ثبت نشده است.