در میانهی بحران، اغلب شکافی میان هوشیاری و تنش زیستهی روانی شکل میگیرد؛ وضعیتی که در آن فرد میداند چه رخ داده و حتی میتواند آن را توضیح دهد، اما روان همچنان در وضعیت هشدار، تنش یا سردرگمی باقی می...
در میانهی بحران، اغلب شکافی میان هوشیاری و تنش زیستهی روانی شکل میگیرد؛ وضعیتی که در آن فرد میداند چه رخ داده و حتی میتواند آن را توضیح دهد، اما روان همچنان در وضعیت هشدار، تنش یا سردرگمی باقی میماند. این وبینار بر همین گسستِ بالینی تمرکز دارد و میکوشد سازوکارهای آن را در بستر سوگ، ابهام و تجربههای تروما بررسی کند. در این نشست به فرایندهایی پرداخته میشود که به تداوم تنش روانی میانجامند؛ از جمله نقش بازنماییهای ناکام، دشواری نمادینسازی تجربه و این پرسش که چرا آگاهی بهتنهایی الزاماً به آرامش روانی منتهی نمیشود. همچنین بررسی خواهیم کرد که چگونه ذهنِ با نامگذاری، تحلیل و سازماندهی تجربه تلاش میکند وضعیت را مهار کند، در حالیکه روان در سطحی عمیقتر ممکن است همچنان با تأخیر، گسیختگی یا برانگیختگی به همان واقعه پاسخ دهد.
هنوز نظری ثبت نشده است.